از جمله اين دلائل و بيينات ، يكي اين است كه كلماتي كه در قرآن كريم آمده است و تكرار شده است ، به طور شگفت انگيزي با مسائل و حقايق خارجي مطابقت دارد.
براي نمونه كلام «يوم »و «ايام » به معني روز ، در قرآن كريم به تعداد« 365» بار تكرار شده است و هرگاه توجه كنيم كه تعداد ايام سال نيز «365 » مي باشد ، مي توانيم بفهميم كه اين خداوند عليم و حكيم و هادي و كريم ، اينگونه به مردم نشان داده است كه اين تطابق و تكرار كلمه « يوم » با تعداد ايام سال ، يك امر عادي و معمولي نيست . هيچ نويسنده و موءلفي نمي تواند ، حساب كلمات خودش را داشته باشد و نمي تواند كلمات خودش به گونه اي تنظيم كند كه كلمه ي روز در آن مطابق با تعداد ايام سال باشد .
از علائم و نشانه هاي ديگر اين است كه ، كلمه ي« شهر» و «شهور » به معناي «ماه» نيز در قرآن كريم دوازده بار تكرارشده است. يعني اين كه اين كلمه كه به معناي «ماه » مي باشد مطابق آنچه كه در خارج قرار دارد و به تعداد دوازده بار ، به اندازه دوازده ماه تكرار شده است .
از علائم ديگر اين است كه كلمه «امام » و« ائمه » نيز در قرآن كريم دوازده مرتبه تكرارشده است و اين تاييدي است بر آنچه در خارج وجود دارد و آن تعداد دوازده امام ( عليه السلام ) است كه قرآن كريم اعلام داشته است كه ائمه و نقباء بني اسرائيل دوازده نفر بودند و تعداد حواريون حضرت عيسي (ع) نيز دوازده نفر بود.
هم چنين اخبار و روايات متواتر از شيعه و سني داريم كه تعداد ائمه عليه السلام دوازده نفر مي باشد ، و در قرآن كريم نيز امام « دوازده » بار تكرار شده است . همچنين كلمه «نجم » به معناي ستاره كه آن نيز به ائمه (عليه السلام) ، تعبير شده است . دوازده بار تكرارشده است .
البته در سوره ياسين هم كلمه« نجم » آمده است كه به معناي درخت مي باشد . غير از اين كلمه « نجم » كه به معناي ستاره مي باشد . مانند كلمه« شير» كه يك كلمه با دو معناي مختلف است .
شگفت است كه كلمه ي «شيعه » نيز دوازده بار تكرار شده است.
علاوه براين سوره يوسف (ع) كه سوره امامت است نيز سوره دوازدهم است و در جزء دوازدهم نيز واقع شده است .
مي دانيم كه يوسف (ع) همان واقعيت امامت و وصايت و اجتباء مي باشد كه با برادران با او دشمني مي كنند و او را در چاه غيبت قرار مي دهند و چهره ي او را از مردم و جامعه پنهان مي دارند و سرانجام خداوند ، روزگار را به نفع او به گردش در مي آورد و او را به برادران حسود ، برتري مي دهد و همگان را نياز مند علم و حكمت و دولت و مكنت او مي فرمايد و اورا عزيز مصر مي گرداند ، البته بعد از دو دوره ي گرفتاري