 به ياد دانشجويي شهرستاني افتادم كه حسرت به دل يك شمال امدن به دلش مانده بود ، آنگاه كه استادش با هزار فيس و افاده در سر كلاس مي گفت : «شمال رفتن با كمتر از دو ميليون تومان اصلا صفايي ندارد. تو سفر بايد خرج كرد و خوش گذروند . » اين ويلاها با ….اونوقت اين كار را مي كنيد ، كسي به شما گير نمي ده ؟
- اينجا همه اين كار را مي كنند . چون مشتري داره . وقتي جوونها براي حال و لذت و خوشگذراني به شمال مي آيند ، حاضرند براي لذتشون هر چقدر پول كه لازم باشد بدهند خب ما هم لذتشون روكامل مي كنيم .
درياي نيلگون آرام بود و پرشكوه ،آنچنان آرام كه تو گويي ديري است آبي آبهاي خزر ، امواج را حتي در خوابهاي شبا نه اش نيز به دست باد نسيان مي سپارد .
و جنگل سبز و سبز50 درختان نيز شانه به شانه هم ايستاده بودند و با سرانگشتان شاخساران پوشيده از برگهاي خود ، كه اينكه عندليب ها بر فراز آن نشسته و شادمانه آوازي دلنواز و روح انگيز مي خوانند ، پوست آبي آسمان را نوازش مي دهند .
وبراي فرار از گرماي طاقت فرسا و سوزان تابستان و گذران ايام تعطيل جايي فرح بخش و آرامش زاست .
همه چيز در شمال براي لذت بردن از هوا و طبيعت و تعطيلات مهياست. تنها مشكلي كه در شمال براي مسافران بي مكان وجود دارد قيمت بالاي خانه هاي اجاره اي و ويلاست .
به نحوي كه با پول اندك و حتي متوسط نمي توان به آن ديار سفر كرد .
همين امر سبب شده كه تنها عده اي خاص كه از لحاظ مالي در وضعيت خوبي قرار دارند بتوانند براي فرار از گرماي مرداد ماه به شمال سفر كنند . عده اي كه حتي حاضرند براي يك شب خوشگذراني 300 تا 400 هزار تومان خرج كنند .
باورش كمي مشكل است، اما چنين افرادي وجود دارند . اين را صاحبان ويلاها و خانه هاي اجاره اي هم تاييد مي كنند .
- آقا سلام عليكم
-عليك سلام
- خانه اجاره اي يا ويلا داريد ؟
-براي چند نفر ؟
- چه فرقي مي كنه ؟
-خب ، كوچك باشه يا بزرگ ؟
- حالا شما يك قيمت تقريبي از خانه ها و ويلاها بگو تا هركدام كه شد انتخاب كنيم .
- خانه ها ارزون نيست چون همه بزرگ و با تجهيزات كامل و مكان خوب هستند .
- شما لطفا قيمت را بدهيد .
- خانه دارم دو اتاقه ، 120 متر ، كنار دريا با حمام و تمام امكانات ، شبي 30 هزار تومان . يه خانه ديگه دارم مشرف به دريا سه اتاقه ، مفروش ، تمام رنگ 150 متر با وسايل خواب و آشپزخانه ، مبله ، شبي 50 هزار توان ، يه ويلا دوبلكس دارم سه اتاقه ، مبله ، تراس رو به دريا ، كف پاركت با پاركينگ شبي 85 هزار تومان . اما شما بگو چند نفريد تا من درستش كنم .
- من و دوستم تو ماشين دو نفريم .
- نگاهي به بيرون مي اندازد و دوستم را كه مشغول خوردن بود نگاه مي كند و مي گويد : پس آمديد حسابي دوتايي خوش بگذرونيد .
خب از اول مي گفتيد تا يه راست مي بردمتون سر آن چيزي كه مي خواستيد . ببين عزيزم يه ويلا دارم راست كار شما . دو اتاقه ، دوبلكس ، تمام مبله سراميك با همه امكانات رفاهي و پاركينيك ، مهمتر از همه دور از نظر و تو دل جنگل كه كسي بهتون گير نده . فاصله اش هم تا دريا 20 دقيقه است.
- شبي چند ؟
-شبي 350 هزار توان .
- 350 هزار تومان !چه خبره ؟
خب ، مخصوصه . خودم براتون ….
وقتي به دوستم ماجرا را تعريف كردم ، باورش نمي شد . تصميم گرفتيم به يك املاكي هم سر بزنيم تا خود شاهد ماجرا باشد .
- آقا سلام
-سلام جانم
- ويلا داريد ؟
- چه جور ويلايي باشد كنار دريا ،كنار جنگل ، با امكانات ، بي امكانات ؟
- حال شما ميشه قيمت بدهيد ؟
-خواهش مي كنم .ببينيد ويلا ازشبي 60 هزار تومان داريم تا شبي 500هزار توام .
- چرا اين قدر گرون ؟
-گرون نيست . توي اين منطقه قيمت زمين بالا رفته ، قيمت ويلا هم بالا رفته .
- يعني چي ؟ مگر تا به حالا قيمت زمين بالا و پايين تر از حالا بوده ؟
- بله خانم . اينجا اغلب كشاورزي بود . ولي كم كم كشاورزها زمين ها يشان را به قيمت روز يعني متري 100هزار ، 200 هزار به ويلا سازها فروختند . حالا كه اينجا يك منطقه توريستي شده و ويلاها ساخته شده قيمت زمين يك ميليون تا دو ميليون شده .
- حالا اين ويلاها ي شبي 500 هزار تومان چطوريه ؟
- شما دونفر هستيد ؟
- بله .
- اين ويلاها با ….
- اونوقت اين كار را مي كنيد ، كسي به شما گير نمي ده ؟
- اينجا همه اين كار را مي كنند . چون مشتري داره . وقتي جوونها براي حال و لذت و خوشگذراني به شمال مي آيند ، حاضرند براي لذتشون هر چقدر پول كه لازم باشد بدهند خب ما هم لذتشون روكامل مي كنيم .
- يعني حاضرند شبي 500 هزار تومان بدهند ؟
-بله ، ما كساني را داشتيم كه يك هفته آمدند شمال ماندند و سه چهار ميليون بابت اجاره ويلا كرايه دادند .
دوباره را راه مي افتيم . اينجا انگار از جمهوري اسلامي خبري نيست . سازمان هاي دولتي و خصوصي مجتمع هاي ويلايي و بناهاي ساخته اند كه هوش را از سر مي برد . دختران با بلوز و شلوار كوتاه و پسران با شلوارك در محوطه ويلا ها قدم مي زنند . صداي انواع موزيك جاز و ارگ يك لحظه گوش انسان رارها نمي كند .
همانطور كه از بين اين صحنه ها عبور مي كرديم در بين ويلاها به يك كلبه روستايي كوچك برخورديم كه پيرمردي در زمين جلوي آن به كشاورزي مشغول بود .
* حاج آقا سلام عليكم .
-سلام عليكم
* حاج آقا قصد فروش زمينتان را نداريد ؟
-زمين من نيست ، زمين دو تا صغيره ، نمي تونم وگرنه من هم مي فروختم و مي رفتم .
- چرا؟
-اينجا وضعش خيلي افتضاح شده . قبلا اينجا يه روستا بود كه همه كار كشاورزي مي كردند اما يه سري سرمايه دار آمدند و زمينها رابه قيمت پايين خريدند .
- چند ؟
- متري 100 هزار تومان ، شروع كردند به ويلاسازي . حالا بااين كارشون قيمت زمين اينجا متري دو ميليون تومان شده حتي به جنگل ها هم رحم نكردند . كم كم دارند روي كوه هم ويلاسازيمي كنند . هر روز وضع اينجا بدتر ميشه . خدا خيرشون نده .
- حاج آقا اينها چيه ؟
- -اينها دل و روده روباهه .
- مگه روباه شكار مي كنيد؟
- من غلط بكنم يه همچنين كار گناهي انجام بدهم . اين آدم هايي كه مي آيند اينجا مي روند شكار روباه . روباهاي بي زبون را به خاطر دمشان مي زنند و دمشان را كه كندند رها مي كنند وسط جاده . من هم از دل و روده شان استفاده مي كنم ، هم از وسط جاده برشان مي دارم كه خطر نداشته باشد .
- چقدر از اين روباها كشته مي شوند ؟
- راحت هفته اي سه چهار تارا مي كشند . نسل روباه را دارند منقرض مي كنند . به خدا شكار اين زبون بسته ها گناهه . اينها كه مي آيند اينجا كه چيزي كم ندارند . من نمي دونم چرا از دم اين حيوون نمي گذرند ؟
- حاج آقا ، اينجا تو خيابون ها دادمي زنند ويلا با ژيلا ؟
*
-آخ آره جانم . بي غيرتي تا چه حد شده !
- كسي بهشون گير نمي ده ؟
- نه بابا. برا خودشون اينجا را منطقه آزاد اعلام كردند . هر غلطي كه دلشان بخواهد انجام مي دهند . هيچكس هم بهشون كاري نداره . خدا از تقصير اتشون بگذره
- حاج آقا با اجازه ، موفق باشيد .
- سلامت باشيد ، خداحافظ
به ياد دانشجويي شهرستاني افتادم كه حسرت به دل يك شمال امدن به دلش مانده بود ، آنگاه كه استادش با هزار فيس و افاده در سر كلاس مي گفت : «شمال رفتن با كمتر از دو ميليون تومان اصلا صفايي ندارد. تو سفر بايد خرج كرد و خوش گذروند . » |