صفحه اصلي arrow بيماري ها arrow بيماري هاي روحي arrow مروري بر اختلال سلوك aaa
مروري بر اختلال سلوك aaa چاپ ايميل
نوشته شده توسط مدير سايت   
۰۱ اسفند ۱۳۸۷
اختلا ل سلوك مجمو عه پايداري از رفتارها يي است كه با گذشت زمان شكل مي گيرد وغالباٌ مشخصه آن پر خا شگري وتجاوز به حقوق ديگران است. اختلا ل سلوك در دوره كودكي و نوجواني شايع وبه ميزان چشمگيري با عوا مل اجتما عي – اقتصادي ا رتباط دا رد. هيچ عامل واحدي نمي تواند توجيه كننده اين اختلا ل باشد. بلكه بسياري از عوا مل زيستي –رواني – اجتماعي  در پيدا يش اين بيماري نقش دارند. در كودكان مبتلا به اختلال سلوك بايد ا ز برنا مه هاي درماني چند وجهي  كه از تمام منابع قابل وصول خانواده وجامعه استفا ده مي كنند سود جست.

مقدمه :
هيچ دليلي نمي تواند رفتار ضد اجتما عي و اختلال سلوك كودك را توجيه كند. بلكه بسياري از عوا مل زيستي اختلا ل سلوك مجموعه پايداري از رفتارهايي را مي سازد كه با گذشت زمان شكل مي گيردوغالباٌ مشخصه آن پر خاشگري وتجاوز به حقوق ديگران است اختلال سلوك با بسياري از اختلا لا ت ياد گيري همراه است وعلاوه بر آن با چندين عا مل رواني – اجتماعي نظير سطح پايين اجتماعي – اقتصادي  روش تر بيتي خشن وتنبيهي – اختلا فات خانوادگي – فقدان نظارت مناسب والدين وفقدان كفايت اجتماعي ارتباط داردبرطبق ملاكهاي  DSM- IV
وجود سه رفتار اختصاصي از رفتار ذكر شده ضروري است كه شامل موارد زير است:1- زور گويي وقلدري 2- تهديد كردن 3- ارعاب ديگرا ن 4- بيرون ماندن ا ز خانه علي رغم قدغن والدين 5- شروع قبل از سن 13 سالگي. تا فرد را مبتلا به اختلا ل سلوك معرفي كند.
همه گيري شناسي
اختلال سلوك در دوره كودكي ونوجواني شايع است . به طور تخميني 6 تا 16% پسرها و2 تا 9%  دختران زير 18 سال مبتلا  به اين اختلال هستند. اختلال سلوك در پسرها به نسبت 1 به 4 تا 12 شايع تر از دختر هاست. اين اختلال در كودكان والدين مبتلا به اختلال شخصيت جامعه ستيز و وابسته به الكل از جمعيت كلي شايع تر است: شيوع اختلال سلوك ورفتار جامعه ستيز به ميزان چشمگيري با عوامل اجتماعي – اقتصادي ارتباط دارد.
سبب شناسي
هيج عامل واحدي نمي تواند رفتار ضد اجتماعي و اختلال سلوك كودك را توجيه كند. بلكه بسياري از عوامل زيستي –رواني – اجتماعي در پيدايش اين اختلال نقش دارند.
عوامل مر بوط به والدين :
روش تربيتي تنبيهي وخشن كه وجه مشخصه آن پرخاشگري كلا مي وجسماني شديد با بروز رفتار پرخاشگرانه وغير انطباقي  در كودك ارتباط دارد .وضعيت آشفته خانه با اختلا ل سلوك وبزهكاري مرتبط است. طلاق به خودي خود بك عامل خطر ساز محسوب مي شود. ولي تداوم خصومت –نفرت ودلخوري بين والدين از هم جدا شده ممكن است در بروز رفتارهاي غير انطباقي در كودكان نقش مهمتري داشته باشد. آسيب هاي رواني والدين كودك آزاري ومسامحه اغلب در بروز اختلال سلوك نقش دارد. جامعه ستيزي _ وابستگي به الكل وسوء مصرف مواد در والدين با بروز اختلا ل سلوك در كودكانشان ارتباط دارد والدين ممكن است آنقدر مسامحه كار باشند كه بستگان يا والدين خوانده مراقبت ازكودك را انجام دهند. بسياري از چنين والديني خود قرباني طرز تربيت والدين خويش بوده اند ويا گرايش به خشونت وبد رفتاري – آشنايي دارند .ويا غرق در تامبن نياز هاي خود هستند. فرضيات روان پويايي حكابت از اين دارد كه كودكان مبتلا به اختلال سلوك به طور ناخودآگاه تمايلات ضد اجتماعي والدينشان را برون ريزي مي كنند.
عوامل اجتماعي –فرهنگي : در كودكاني كه دچار محرومبت هاي اقتصادي – اجتماعي هستند خطر ابتلا به اختلال سلوك بالاتر است. همين امر در مورد كودكان ونوجواناني كه در محيط هاي شهري پرورش مي يابند شايع است.به نظر مي رسد بيكاري والدين – فقدان شبكه اجتماعي حمايت كننده – فقدان مشاركتهاي مثبت در فعاليت هاي اجتماعي جزو عوامل پيش بيني كننده بروز اختلال سلوك هستند. سابر يافته هاي همراه كه ممكن است بر بروز اختلال سلوك در مناطق شهري تا ثير بگزارند عبارتند از افزايش ميزان وشيوع مصرف مواد مخدر. هر چند مصرف الكل ودارو در شروع اختلال سلوك نقشي ندارند ولي احتما لاٌ بهبودي اختلال سلوك را با دشواري مواجه مي كند. مصرف دارو ها همچنين ممكن است نشانه ها را تشديد كند. بنا براين عواملي كه احتمال مصرف منظم مواد را افزايش مي دهند ممكن است سبب طولاني شدن اختلال شوند.
عوامل روان شناختي : كودكاني كه در شرابط آشفته وهمراه با مسا محه بزرگ شده اند عموماٌ خشمگين – مخرب پر توقع بار آمدهوقادر به كسب تدريجي تحمل محروميت كه لازمه روابط پخته و بالنده است – نيستند. از آنجايي كه الگو هاي نقش آنها ضعيف و غالباٌ متغيير است. پايه اي براي پيدايش الگوي آرماني و وجدان در آنها وجود ندارد. اين كودكان انگيزه اي براي رعايت موازبن اجتماعي اخلاقي نداشته و نسبتاٌ سنگدل هستند.
كودك آزاري وسوء رفتار با كودك : كودكاني كه براي مدت هاي طولاني در معرض خشونت بوده اند- به خصوص آنهايي كه متحمل سوء رفتار جسمي شده اند – غالباٌ رفتار پر خاشگرانه ايي دارند. چنين كودكاني ممكن است در بيان كلامي احساسات خود دچار مشكل شوندو اين مشكل آنان را به ابراز فيزيكي احساسشان  سوق مي دهد. به علاوه كودكان ونوجواناني كه شديداٌ مورد سوء رفتار واقع شده اند- حالت گوش به زنگي شديد دارند در برخي موارد اين كودكان موقعيت هاي خوش خيم را سوء تعبير كرده و با خشونت واكنش نشان مي دهند. البته همه رفتارهاي جسماني معادل اختلال سلوك نيست اما كودكان داراي الگوي گوش به زنگي و واكنش هاي خشن احتمالاٌ دست به خشونت زده و حقوق ديگران را زير پا مي گذارند.
درمان
هر چند به دليل آنكه نشانه هاي بسياري در اختلال سلوك وجود دارند ارزيابي روش هاي درماني مشكل است اما به نظر مي رسد طراحي برنامه هاي درماني موثر براي نشانه هاي مخفي اختلال سلوك مشكلتر از درمان پر خاشگري آشكار است. برنامه هاي درماني چند وجهي كه از تمام منابع قابل وصول خانواده وجامعه استفاده مي كنند احتمالاٌ در كنترل رفتار افراد مبتلا بهترين نتايج را در بر دلرند. هيچ روش درماني براي تمام رفتارهايي كه در اختلال سلوك نقش دارند موثر تلقي نمي شود ولي انواعي از درمانها ممكن است در اجزاء خاصي از اختلال مزمن مفيد واقع شوند. به علت شيوع بالاي نقايص مي تواند به عنوان گامي براي تغيير آنها قلمداد شود. در ادامه به طور اختصار نقايص شناخت در كودكان مبتلا به اختلال سلوك را بررسي مي كنيم. نقايص شناختي در كودكان مبتلا به CD :
1. اين كودكان بيشتر سرنخ هاي خصمانه را در موقعيت هاي اجتماعي به ياد مي آورند.
2.  در تعبير وتفسير معناي رفتار ديگران  به سرنخ هاي اندكي توجه مي كنند.
3. رفتار ديگران را در موقعيت هاي مبهم به مقاصد خصمانه آنها نسبت مي دهند.
4. در مراحل اوليه تعارضات – سطح پرخاشگري ومسيوليت خود را كمتر از حد واقعي درك مي كنند.
5. درموقعيت هاي اجتماعي كمتر از حد واقعي درك مي كنند.
6. ا لگوي نا مگزاري عواطف آنها غير معمول است ودر موقعيت هاي اجتما عي مشكل آفرين كمتر انتظار ترس يا غمگيني را دارند.
7. بر انگيختگي كلي را بيشتر به عنوان خشم تعبير مي كنندو پاسخ هاي (عمل گرا) يا (Oriented  Action) مي دهند.
8. انتظار دارند رفتارهاي پر خاشگرانه شان پيامد هاي منفي را كاهش دهد.
9. ارزش بيشتري براي اهداف اجتماعي تسلط يافتن و انتقام جويي قايلند تا برقراري ارتباط .
10. فكر مي كنند رفتار پر خاشگرانه – اعتماد به نفس آنها را بالا برده و مايه رنج قربانيان نخواهند شد. 
به طور خلاصه كودكان مبتلا به اختلال سلوك در موارد زير دچار نقايص يا تحريك شناختي هستند.
1.  Social  lnformation  Processing
• تمايل به انتساب نيات خصمانه يا پرخاشگرانه به ديگران .
• نقص در توانا يي درك ادراكات – افكار و احساسات فرد ديگر ( Social  prospective  taking)
• نا مگذاري عواطف
2. طر حواره هاي (نگرش و باور ها)ديدگاه مثبت به پرخاشگري و استفاده از آن به عنوان راه حل براي مشكلات اجتماعي
3. مهارت هاي مسأله گشايي بين فردي –
 نقش در تفكر  Consequential  Means- end
Means- end  thinking : توانايي طرح ريزي بك سري كار ها براي رسيدن به اهداف و غلبه بر موانع ودر چار چوب زماني واقعگرايانه.
Consequential  thinking : توانايي پيش بيني پيامد هاي فوري ودراز مدت بك راه حل (وبه كارگيري اين اطلا عات در تصميم گيري )
درمان چند وجهي
1. :شناخت احساسات و هيجانات:
اهداف: كمك به كودك در:
• شناخت احسا ساتي كه به طور شايع در كودكان وجود داردوافتراق آنها از رفتار وافكار
• درك اين كه ابراز هيجانات در صورت فقط يك روش ابراز هيجان است
• توانايي بهتر براي ابراز احساسات و هيجانات خود
مقدمه: همه ما در روز احساساتي را تجربه مي كنيم.شما چگونه احساسات خود را نشان مي دهيد؟
                2.كنار آمدن با احساسات
           اهداف : كمك به كودكان در :
• شناخت وپذيرش اين كه همه افراد گاهي احساسات نا خوشايند دارند
• توانايي ابراز اين احساسات وكنار آمدن با آنها
مقدمه :همه افراد گاهي احساسات نا خوشايند را تجربه مي كنند. (همراه با چند مثال)
 توانايي ابراز اين احساسات و كنار آمدن با آنها مهم است.
             3. ديگران هم داراي احساسات هستند.
      اهداف : كمك به كودكان در :
• درك اينكه احساسات وهيجاناتي را كه آنان تجربه مي كنند در ديگران هم وجود دارد.
• درك اينكه كار ها وعواطف فرد بر احساسات ديگران تأ ثير دارد.
 مقدمه: تأكيد براينكه هر كس ااحساساتي را تجربه مي كند. اين كه ما از كاري يا چيزي ناراحت نمي شويم بدين معنا نيست كه ديگران هم از آن ناراحت نمي شوند. بايد ياد بگيريم كه به احساسات ديگران احترام بگزاريم.
                    

4. حل مسالمت آميز اختلافات :
    اهداف: كمك به كودكان در :
• شناخت شيوه هاي پاسخ دهي كودكان به اختلافات روزمره
• درك اينكه شيوه هاي مختلف پاسخ دهي غير از پرخاشگري وجود دارد
• تفكر وآغاز به تمرين اين روش ها
مقدمه: صحبت با كودكان درباره مواقعي كه بحث وعدم توافق با دوستانشان با ديگران پيش مي آيد.
        5. برقراري ارتباط به شيوه صحيح :
اهداف: كمك به كودكان در:
• درك اهميت برقراري ارتباط به صورت صحيح
• شنايايي جنبه هاي مختلف ارتباط (كلامي وغير كلامي)
• ارتقاء مهارت هاي ارتباطي كودكان با تمرين به شيوه هاي مختلف
مقدمه : چرا درك ديگران اهميت دارد؟ پيامد هاي عدم درك صحيح چيست ؟
      6. شيوه هاي مختلف رفتار (قاطعانه –منفعلا نه – پرخاشگرانه)
اهداف : كمك به كودكان در :
• احترام گذاشتن به عقايد خود وديگران
• يادگيري تفاوت بين رفتار قاطعانه – پرخاشگرانه و منفعل
• تمرين رفتار قاطعانه در موقعيت هاي مختلف
مقدمه : بحث درباره معناي رفتار قاطعانه  منفعلانه   پر خاشگرانه
رفتار قاطعانه يعني : تلاش براي حقوق خود بدون تجاوز به حقوق ديگران ابراز نيازها وخواسته ها احساسات وعقايد به طور صادقانه وآشكار ولي با احترام به افراد ديگر
رفتار منفعلا نه : احساس تأ سف براي خود  رفتار به گونه اي كه انگار درمانده هستيد واحساس مي كنيد نياز ها وخواسته هاي ديگران مهمتر از نياز ها و خواسته هاي شما هستند.
رفتار پر خاشگرانه : تهديد فيزيكي يا كلامي ديگران – رفتارهايي كه ديگران را در موقعيت پايين تر قرار مي دهدوموجب احساس حقارت درآنها مي شود اصرار بر اينكه هميشه حق با شماست عدم پذيرش نظر ديگران
     7. مساله گشائي اجتماعي:
اهداف : كمك به كودكان در يادگيري فرآيند مسأله گشايي
• انتخاب يك راه حل هاي مختلف
• انتخاب راه حل واجراي آن
• تشويق خود به صورت انجام موفقيت آميز واجراي مجدد اين فرايند در صورت عدم موفقيت
مقدمه: صحبت درباره اينكه تصميم گيري كاري است كه ما هر روزه بايد انجام دهيم. بعضي انتخاب ها آسان هستند وبعضي مشكلتر بوده و تا ثيري زيادي بر زندگي ما دارند. عوامل زيادي بر تصميم گيري ما تاثير دارند. بعضي از آنها دروني بوده وبعضي از آنها دروني بوده وبعضي بيروني ( محيطي) هستند.