صفحه اصلي arrow آرشيو مطالب و مقالات arrow ورزش و پزشكي arrow فرار از مدرسه 2 و گريز پايي
فرار از مدرسه 2 و گريز پايي چاپ ايميل
نوشته شده توسط بابك رض...   

برخلاف رفتارهاي قبلي ، فرار از مدرسه 2 و گريز پايي 3 هيچگاه از نظر تكامل ، متناسب نمي باشند . گريز بعضي كودكان از مدرسهبه دليل ترس از همتايان و معلمين يا احساس حقارت ناشي از اشكالات فراگيري است. گريز برخي ديگر به دليل بروز نشانه هاي اضطراب جدايي4 است.

اكثر فرار از مدرسه نمايانگر آشفتگي درون خانه ، شكل گيري مشكلات شخصيتي و يا هر دو مي باشد.

در حاليكه كودكان كوچك در مواقع محروميت يا تمايل به جلب نظر والدين تهديد به فرار مي نمايند ، كودكاني كه بدون داشتن پناه واميد ، اقدام به فرار مي كنند تقريبا هميشه يك مشكل زير بنايي جدي دارند . در طي سالهاي نهفتگي 5 ، شايعترين علل در رابطه باسوء استفاده6 و اهمالكاري 7 در منزل مي باشد .

 

در نوجوانان ، عدم توافق با والدين ، بروز مشكلات شخصيتي ، سوء استفاده و اهمالكاري همگي بايد به عنوان عوامل مستعد كننده احتمالي در نظر گرفته شوند .

گرچه علاقه به آتش تقريبا هميشه در اويل كودكي ملاحظه ميگردد، ليكن «آتش افروزي » 8 بدون كنترل تقريبا هميشه نامتناسب است. كودكان در سالهاي نخستين دبستان بهه دليل كشمكشهاي نهفتهء- ثانويه به محروميت ناشي از يك خانوادهء مضمحل واهمالكار تمايل به آتش افروزي پيدا مي كنند.

اين كودكان در منازل خود دست به آتش افروزي مي زنند . در نوجواني ، آتش افروزي علامتي بزهكارانه تر مي باشد . نوجوانان به صورت گروههاي كوچك و در جهت انتقام جويي از مدرسه و منابع قدرت اجتماعي دست به آتش افروزي مي زنند.
آتش افروزي بندرت ، نياز به مداخلهء والدين پيدا مي كند اما در اكثر موارد مداخلهء متخصين بهداشت رواني را ايجاب مي نمايد.

تركيبي از خانوادهء درماني ، درمان انفرداي سازندهءاتحاد ،تعليم سرپرستي بهوالدين ودرگير ساختن اجتماع جهت ايجادتغييرات منطقي دراكثر موارد لازم است.

اما به هرحال يك آتش افروز جوان كهتعامل به تكرار جرم دارد بسيار مشكل است. بسياري از بالغين كه توليد حريق هاي عمدي مي كنند همان كودكان آتش افروز سابق بوده اند .

گرچه تئوري كاملا قانع كننده اي كه ماهيت و علل «رفتار ضد اجتماعي » 1 را توجيه نمايد موجود نيست ، ليكن عوامل خطرساز از جانب فرد وخانواده مشخص گرديده اند .

مطالعه دوقلو هاي فرزند خوانده قويا برآنند كه هم عوامل ژنتيكي و هم روشهاي پرورش فرزند در شكل گيري رفتارهاي تهاجمي آينده موثرند.