|
تقريبا تمام كودكان در زندگي خويش دست به «دزدي » 1 زده ان |
|
|
|
نوشته شده توسط مدير سايت
|
|
۱۰ مرداد ۱۳۸۴ |
|
هنگامي كه اين كار بيش از يكي دوبار روي دهد به صورت مشكل در مي آيد .
بعضي كودكان پيش دبستاني و دبستاني در پاسخ به احساس كمبود دروني دزدي مي كنند .
اغلب آنها احساس مي كنند كه مورد غفلت و اهمال قرار گرفته اند و در حقيقت دچار محروميت هيجاني مي باشند .
دزدي آنها بدونه تفكر قبلي صورت مي گيرد، اما خشنودي حاصل از آن برآورندهء نياز زير بنايي نيست.
گاهي از اوقات در دزدي كودكان و نوجوانان نوعي بيان خشم يا انتقام جويي نهفته است كه به دليل محروميتهاي حقيقي يا تخيلي تحميل شده از سوي والدين مي باشد .
در بسياري از موارد دزدي كودكان ، تمايلي قوي براي دستگير شدن موجود و به اين ترتيب دزدي راهي براي تحت نفوذ در آوردن و كنترل تعامل با والدين مي گردد.
مانند دروغگويي، دزدي نيز مي تواند از والدين فراگرفته شود . والديني كه دربارهء از زير بار ماليات در رفتن لاف زده يا در مورد تجاوز از سرعت مجاز داد سخن مي دهند ، تلويحا دزدي رارفتاري قابل قبول قلمداد مي كنند .
مهم است كه والدين طفل را در جهت خنثي كردن اثر و جبران سرقت با بازگرداندن اشياء مسروقه ياري و با ارائه معادل جنس مسروقه را توسط پولي كه خود كودك مي تواند با تلاش و كار فراهم آورد مهيا سازند .
زماني كه آشكار باشد طفل قدرت مقاومت در برابر وسوسه را ندارد پول و اشياء گرانبها را نبايد در دسترس او قرار دادتا امكان دزدي كاهش يابد . همچنين مهم است كه اين عمل را بيش از حد مورد تاكيد قرار ندهيم ، تا رفتار با پاسخ بدان چنان مهيج نگردد كه در مواقع نارضايتي در آينده نيز دوباره تكرار شود .
|