صفحه اصلي arrow آرشيو مطالب و مقالات arrow بهداشت رواني arrow اختلالات رفتار ايذايي ( مخرب) Disruptive Behavioral Disorders
اختلالات رفتار ايذايي ( مخرب) Disruptive Behavioral Disorders چاپ ايميل
نوشته شده توسط مدير سايت   
۱۰ مرداد ۱۳۸۴

دروغگوئي ، رفتار خلق الساعه ( انگيزشي )1 ، رسه ، مخالفت جويي ( مقابله جويي ) و حملات كج خلقي 2 اغلب در حوالي 4-2 سالگي يعني زماني كه كودك نياز به خود مختاري داشته اما مهارتهاي حركتي واجتماعي لازم براي عدم وابستگي موفق را ندارد ، ملاحظه مي گردند.

اين رفتارها احتمالا ناشي از محروميت و خشم مي باشند .

ايالات متحده در حدود نيمي از كودكان به سن قبل از مدرسه زماني ب

بعبارت برتر برخي از مطالعات دال بر آنند كه نيمي از نوجوانان اين كشور ( البته آن كشور م ) متناوبا دست به ارتكاب رفتارهاي ايذائي و ضد اجتماعي مي زنند .

« ريسه» 3 در طي سال اول عمر غير معمول نبوده و اغلب توسط شيرخواران و نوپايان در تلاش براي كنترل بر محيط و مراقبين بكار مي رود .

با آنكاه برخي از كودكان آنقدر نفس خود را نگه مي دارند كه هشياريشان را از دست داده و دچار تشنج مي شوند اما در معرض هيچگونه خطر بيشتر از نظر اختلال تشنجي بعدي نمي باشند. بهترين توصيه به والدين آن است كه رفتار را ناديده انگاشته و اتاق را ترك نمايند .

با عدم تقويت كافي اين رفتار به زودي از بين مي رود.

«مقابله 4 مخالفت جويي 5 و حملات كج خلقي » اكثرا توسط كودكان 18 ماهه تا سه ساله اي بكار مي رود كه از يكسو به علت تمايلات متضاد احساس ناتواني و عجز كرده مي خواهند بر محيط كنترل داشته باشند و از سوي ديگر مراقبت و توجهي كودكانه را طلب مي نمايند.

واكنش والدين و مراقبين به اين رفتار بسيار مهم است. مراقبي كه به مخالفت جويي نوپا با خشم مجازات پاسخ مي دهد خطر تقويت مخالفت جويي را افزوده و در حقيقت به طفل مي آموزد كه هيجانات خارج از كنترل ، پاسخي منطقي به محروميت هستند .

در پاسخ به حملات كج خلقي و مقابله جويي به والدين توصيه مي شودكه طفل را شفاها تاييد نموده و به وي بفهمانند دلايل محروميت قابل درك است اما واكنشي بدين سان قابل قبول نيست. بايد زمان ومكان مناسب جهت بهبود را در اختيار طفل بگذاريم .

اگر طفل قادر به كنار گذاشتن اين رفتار نبوده و مقابله جويي افزاينده اي نشان دهد ، والدين بايد بدون ابزار خشم طفل را به مدت مشخص در اطاق تنها بگذارند تا وي قادر به حصول سازگاري منطقي تر گردد.

شدت خشم طفل يا شدت احساسات غضب آلودي كه وي در والدين خويش برمي انگيزد به گونه اي است كه ممكن است خود نيز آز آن بترسد .

بنابراين اهميت اساسي دارد كه والدين در كنترل خشم وتهاجم خويش از همان روشي استفاده كنند كه دوست دارند فرزندانشان پيروي نمايند .

بسياري از والدين كه نگران از دست دادن كنترل خشم توسط كودك خويش مي باشند متوجه نيستند كه خود نيز كنترل شخصي را از دست داده و بنابراين قادر به كمك به كودك جهت دروني كردن 6 كنترل نمي گردند.

پزشك بايد قبل از توصيه درباره ء نحوهء كمك به طفل در يابد كه والدين خود در مقابله خشم چگونه رفتاري دارند .

يك راه كمك به طفل جهت پرورش حس خود مختاري در كنار كنترل بيشتر آزاد گذاشتن فعاليتهاي مورد علاقهء وي در حد پذيرش والدين وي است .

اين كار طفل را صاحب اختيار كرده و بنابراين احساسات بالقوهء وي را از نظر بي قدرتي ، پايمال شدن و درمحاصره بودن كاهش مي دهد .

اينگونه احساسات منفي دروني شده ممكن است بعدها اثراتي منفي بر رشد روابط بين فردي ، صميميت و رشد شخصيت داشته باشد .

دليل رفتارهاي مخرب و نافرماني به طبيب ارجاع مي گردند