اما اگر مردي نسبت به رفتارهاي مردانهء فرهنگ خود احساس ناراحتي نمايد مفهومش آن است كه در رابطهبه نقش جنسي خويش دچار سر در گمي است. همين استنباط دربارهء زن نيز صادق است.
البته هر چه اجتماع بيشتر تغيير مي كند اين موارد بغرنج تر مي شوند. در گذشته نقشهاي جنسي در رابطه با مسائل اعتقادي در مورد نقش مذكر و مونث شكل مي گرفتند .
هر چه مسائل اقتصادي زندگي خانوادگي تغيير يافت ( و هر دو جنس به نحو بالقوه اي از نظر اقتصادي خود كفا گرديدند ) نقشهاي جنسي در ارتباط با شغلها و عملكرد هاي انتخابي بطور شاخصي تغيير يافتند و در برخي موارد اصولا از بين رفتند . در حال حاضر رفتارهايي كه تنها به يك جنس اختصاص داشته باشد كاهش يافته است.
كودكان با رسيدن به حدود 18 ماهگي ، خود را به عنوان پسر يا دختر شناسائي ميكنند ( يعني يك هويت جنسي برقرار مي سازند ) . بين 30-18 ماهگي كودكان تثبيت جنسي 5 پيدا مي كنند ، يعني تصور كلي اينكه پسرها تبديل به مرد و دخترها تبديل به زن خواهند شد .
با رسيدهن به سن 30 ماهگي ثبات جنسي يعني تغيير ناپذيري جنسيت فرد بطور قطع برقرار شده و برگشت ناپذير مي گردد . گرچه نظرهاي بيشماري عنوان كرده اند كه عوامل زيستي و محيطي مهم ترين نقش را در برقراري هويت جنسي محكم و با ثبات بر عهده دارند اما هنوز نمي دانيم كه از ديدگاه رفتاري چه عواملي در مورد يك طفل خاص مهمتر بشمار مي آيد.
كودكان ذاتا دربارهء بدن خود كنجكاوند . يك كودك 2 ساله بايد از نظر شناخت اسامي صحيح اجزاء مختلف بدن و منجمله اعضاء جنسي تعليم داده شود.
والدين بايد زماني كه طفل با لذت به كاوش و دستكاري بدن خويش مي پردازند با آرامي با مسلهء مواجه گردند گرچه كه خود ارضائي آشكار 6 در كودكان بزرگتر اگاهي اندك از واقعيتهاي اجتماعي يا فقدان سانسور توسط والدين را مطرح مي نمايد.
والدين بايد كودكان خويش را آگاه كنند كه « خود ارضائي »يك فعاليت اجتماعي پسند نيست و بايد منحصر به اتاق خواب و زماني باشد كه طفل تنهااست.
يك واكنش شديدا هيجاني يا مجازاتگرانهء افراطي فقط موجب برانگيختن و تهييج طفل خواهد شد.
دربارهء خود ارضائي اين نكته اهميت دارد كه آن را به عنوان ديدگاهي طبيعي از زندگي جنسي طفل بپذيريم و از ايجاد احساس گناه احتراز نمائيم . بارسيدن به سن بلوغ ، بايد توضيحاتي دربارهء- طبيعي بودن آن به كودكان ارائه نمائيم . اين كار را مي توان همراه با توضيحاتي درباره مورد انزال 7 ، اوج لذت جنسي 8 و قاعدگي به نحوي كه كودكان قادر به درك آن باشند و همچنين به عنوان عملكرد هاي طبيعي بدن انجام داد.
دركودكانيپيش دبستاني در آغوش گرفتن و بوسيدن يكديگر كاملا معمول است.
رفتارهاي جنسي صريح تر مانند دخول دهاني ، سعي در تقليد مقاربت يا تحريك مقعدي احتمالا از راه مشاهده يا ارتباط مستقيم با كودكان بزرگتر و بزرگسالان فرا گرفته مي شوند. در اين شرايط ، مداخله به منظور كشف منبع اطلاعاتي طفل و اقدام مناسب بعدي توصيه مي گردد.
درسنين 12-10 سالگي ، دخترها و پسرها معمولا بنحوي خاص به كشف مسائل جنسي همراه با دوستان نزديك خود ( دوستان همجنس ) و به عنوان ابزار گردآوري اطلاعات مي پردازند .
نبايد به اين مسئله ، به عنوان پيش در آمدي بر همجنس گرائي 1 بنگريم بلكه بايد آن را مرحله اي از رشد در اكثر كودكان تلقي نمائيم .
در هر سني ، نياز جبري 2 براي فعاليت جنسي به عنوان دفاعي دربرابر وابستگي زير بنايي ، جدائي و خود مختاري بكار گرفته مي شود. اكثرا در دوران نوجواني است كه تصميم نهايي دربارهء انتخاب هدف جنسي اخذ مي گردد . تجربيات واقعي يا مشاهده اي جنسي نوجوانان و تشديد تقويت آنها در شكل گيري نهايي رفتارهاي نقش جنسي اهميت دارد.