صفحه اصلي arrow آرشيو مطالب و مقالات arrow از هر دري سخني arrow رمز بقاي یک ازدواج
رمز بقاي یک ازدواج چاپ ايميل
نوشته شده توسط مدير سايت   
۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۵

ديروز نشستم و با حوصله هفت شين را براي زنم توضيح دادم.
بعد از كلي صغري و كبري چيدن به او گفتم كه من حاضرم بجاي نصف اموال، همه اموالم را
به تو بدهم و حضانت هر دو بچه را هم به تو بسپارم و با توجه به اينكه تو خودت كارمند
هستي و درآمدت هم خوب است از هم جدا شويم!...و منتظر عكس‌العملش ماندم.
كمي فكر كرد و گفت: خر خودتي!!!...جدا بشيم كه تو بري زن بگيري!
اصلا از فيمينيسم و حقوق برابر چيزي سرش نمي‌شود!!


رمز بقاي اين ازدواج همانا سنگيني گوش راست من است. شبها وقتي در تختخواب مي‌خوابيم من گوش چپم
را كه سالم است روي بالش مي‌گذارم و زنم شروع به گله از من و بحث كردن و نق زدن
مي‌كند و من بدون اينكه بشنوم كه چه مي‌گويد هربار كه لبانش ديگر تكان نمي‌خورد
مي‌گويم حق با توست!!
اين رفتار سبب شده است كه من به عنوان يك مرد بردبار كه نظريات همسرش را نه تنها
تماما مي‌شنود بلكه با آن كاملا موافق است مشهور شوم!! و همه زنهاي فاميل حسرت زن
مرا بخورند كه چه شوهر نازنيني دارد(كه البته حسرت خوردن هم دارد.!!)