گفت وگويي اختصاصي کريستين امانپور با "مسعود ده نمکي"
نوشته شده توسط مدير سايت
امان پور: احمدي نژاد قول داده به فقرا کمک کند، آيا مي تواند// ده نمکي: اگر شماها بگذاريد مي تواند
"کريستين امانپور" خبرنگار شبکه خبري آمريکايي "سي.ان.ان" در گفت وگويي اختصاصي با "مسعود ده نمکي" مستند ساز و فعال مطبوعاتي از فيلم "فقر و فحشا"، جنگ و عدالت سخن گفت.
به گزارش خبرگزاري "مهر"، متن کامل اين مصاحبه به شرح ذيل است:
کريستين امانپور: آقاي ده نمکي من ترجيح مي دهم ابتدا درمورد فيلم "فقر و فحشا"گفتگو کنيم.
ده نمکي: البته براي اين گفتگو من شروطي دارم .
امانپور: چه شروطي ؟!
ده نمکي: بايد چارچوب بحث مشخص باشد، ميزان محدوديت زماني شما براي مصاحبه مشخص شود تا شما اصل و روح مطلب را با گزينش و سليقه خود دچار وارونگي و نارسايي نکنيد.
امانپور: البته مسلماً ازهمه آنچه که بحث مي شود نمي توان در فيلم استفاده کرد.
ده نمکي: ولي روح مطلب بايد حفظ شود و جملات کليدي بايد لحاظ شود.
امانپور: قبول دارم و قول مي دهم رعايت امانت شود.
ده نمکي: نه تنهاCNN بلکه ساير رسانه هاي غربي هم در اين زمينه سابقه خوبي ندارند. به خاطر اين حسن ظن وجود ندارد. امانپور: من تمام تلاش خودم را مي کنم که اين طور نباشد.
ده نمکي: پس مصاحبه هرچه کوتاهتر باشد، بهتر است.
امانپور:من فکر مي کنم 9 سال پيش نيز ملاقاتي با شما داشتم. در اوايل پيروزي آقاي خاتمي در انتخابات بود. البته اينجا نبود!
ده نمکي: بله در دفتر هفته نامه شلمچه بود.
امانپور: با همين داغي و صراحت! OK بگذريم. شما چرا اين فيلم "فقر و فحشا" را درست کرديد.
ده نمکي: دغدغه اصلي من در ساخت فيلم و همچنان که از مضمون آن برمي آيد، طرح موضوع "عدالت اجتماعي" است و مي خواستم "عدالت" را به عنوان يک مطالبه عمومي از زاويه هنر و سينما طرح کنم.
امانپور: آيا منظورتان فقر هم هست؟
ده نمکي: بله! يک بعد عدالت به فقر و توزيع نا عادلانه ثروت برمي گردد. گرچه خيلي ها فحشا را صرفًا يک پديده فرهنگي و اخلاقي مي دانند! فيلم مي خواست اين باور را در جامعه مسئولين کشور و مخاطب ايجاد کند که بر اساس تعاليم ديني ما وجود و گسترش فقر باعث تباهي اخلاق و ايمان مي شود. يعني مضمون فيلم برگرفته از تعاليم و باورهاي ديني ما بود.
امانپور: شما در فيلم چندين دختر و زن را نشان داديد که به فحشا روي آورده بودند آيا خود اين سوژه ها به شما گفته اند که چرا به فحشا روي آوردند و آيا فقر دليل آن بود؟
ده نمکي: من در فيلم فاکتور اقتصادي و تأثير آن را بر اين مقوله مورد مطالعه قرار دادم. کما اينکه مسلم است فحشا مي تواند علت هاي ديگري مانند عوامل اجتماعي و فرهنگي و خانوادگي و حتي رواني داشته باشد، اما در اين فيلم فقر و تأييد آن مورد بحث است. فقر مطلق و فقر نسبي. فقر مطلق که ناشي از فاصله طبقاتي وبي عدالتي و توزيع نابرابر ثروت است و فقر نسبي که به تغيير الگوي مصرف در جامعه برمي گردد. در اينجا عامل فرهنگي و فقر فرهنگي هم دخيل مي شود.
فيلم ثابت کرد که فحشا صرفاً يک پديده فرهنگي و اخلاقي نيست. فيلم تأثيرعامل فقر را ثابت کرد
مسعود ده نمکي
در اين تغيبر الگوي مصرف براساس يک الگوي توسعه غلط وارداتي ازغرب به جوامع در حال توسعه يا توسعه نيافته، جامعه انقلابي قناعت محور به يک جامعه مصرف محور تبديل مي شود و مردم بر اثر همين الگو با تبليغات و هجوم رسانه اي دعوت به مصرف بيشتر مي شوند و اين در حالي است که منابع درآمد براي طبقه پايين جامعه محدود است وعده اي ديگر با رانت خواري در اين شرايط با استفاده از فرصت هاي ويژه از طبقه متوسط به طبقه بالا مي پيوندند واين يعني تعميق شکاف طبقاتي .با محدوديت درآمد براي طبقات پايين ومحدوديت، منابع درآمد روش هاي نامشروع شيوع مي يابد که يکي از آن فحشا است و اين فحشا منحصر به ايران نيست. شما در آسياي جنوب شرقي و آسياي ميانه و حتي اروپاي شرقي و حتي نوع ديگري از اين شکاف طبقاتي را در اروپاي غربي و خود آمريکا مي بينيد.
امانپور: در مورد يکي از اين سوژه ها مي شود بيشتر توضيح دهيد؟
ده نمکي : بله موردي بود که به خاطر امرار معاش و نان شب تن به فحشا داده بود ولي موردهاي ديگري هم در فيلم است که مثلاً براي تأمين هزينه تحصيل در دانشگاه غيردولتي مجبور به اين کار بود.
امانپور: آيا شما وقتي اين سوژه ها را ديديد با توجه به نوع باورهاي خودتان شوکه شديد؟
ده نمکي: من با آسيب هاي اجتماعي و تبعات فقر سالهاست که آشنا هستم. حرفه من روزنامه نگاري است و اين مضمون فيلم را از سالها قبل در نشريات و مقالات متعدد نوشته بودم. البته ذائقه مخاطب ايراني امروز از روزنامه ها به رسانه هاي تصويري گرايش بيشتري دارد. به همين خاطرمن هم سينما را براي طرح موضوع "عدالت اجتماعي" انتخاب کردم. والحق تصوير در القاي مفاهيم مؤثرتر از نوشتار است.
من سعي کردم براي قابل باور و پذيرش بودن و علمي بودن اين ادعا تحقيق ميداني وسيعي انجام دهم و فيلم يک مستند واقعي باشد. فيلم ثابت کرد که فحشا صرفاً يک پديده فرهنگي و اخلاقي نيست. فيلم تأثيرعامل فقر را ثابت کرد. امانپور: شما مشهور به اين هستيد که از احمدي نژاد حمايت کرديد، و الان هم در نشريات شما اينگونه است. احمدي نژاد به مردم قول داده است که به فقرا کمک خواهد کرد و وضع آنها بهتر مي شود. به نظر شما آيا مي تواند به اين قول خود عمل مي کند؟!
ده نمکي: اگر شماها بگذاريد مي تواند!
امانپور: ما؟!
ده نمکي: بله! آمريکا و غرب و کساني در ايران که تفکر و انديشه آمريکايي و ليبراليستي و کاپيتاليستي دارند. آمريکا و غرب نمي خواهند در ايران يک الگوي حکومتي و مديريتي موفق و توانمند شکل بگيرد حالا اين فرد چه احمدي نژاد باشد و چه کسي ديگر و اين به روحيه استکباري آنها برمي گردد.
من فيلم را يکسال قبل از انتخابات رياست جمهوري آماده نمايش کردم و قبل از آن هم سالها مي نوشتيم و درباره عدالت فرياد مي زديم. من اگر از ساخت فيلم قصد سياسي يعني تضعيف مثلاً جناح اصلاح طلب را داشتم، فيلم را خيلي پيشتر مي ساختم. البته آقاي خاتمي هم بعدها نوشت که فيلم صادقانه بوده است. گرچه سياست زدگي در نخبگان جامعه ما اجازه نمي داد اين مطالب را باور کنند. اما وقتي فيلم با ميليون ها مخاطب مواجه شد من فهميدم که همه اين مخاطب ها از سليقه هاي مختلف با آن پيام اصلي فيلم يعني "عدالت" همنوايي پيدا کرده اند. وگرنه در مورد موضوع "فحشا" فيلم در ايران زياد ساخته شده است حتماً اين استقبال به تفاوت مضمون برمي گردد نه به موضوع.
البته بايد قبول کرد اينکه يکي از نيروهاي انقلاب و از کساني که به خاطر آن جنگيده و خون داده چنين فيلمي را مي سازد اين اطمينان را مي دهد که موضوع فيلم سياسي و جناحي نيست ، فيلم دست روي فطرت مشترک همه مردم و مسئولين با گرايش هاي مخنتلف مي گذارد.
امانپور: آقاي ده نمکي ! شما طرفدار اين دولت هستيد وهمه اين را مي دانند با وجودي که ميليونها ايراني و غيرايراني فيلم شما را ديده اند اما همين دولت فيلم شما را غيرقانوني اعلام کرده است چرا؟!
ده نمکي: هنوز بيش ازسه دهه از پيروزي انقلاب ما نمي گذرد. ما در اين سه دهه آزادي را با فراز و نشيب هاي آن تجربه مي کنيم و در اين تجربه ياد مي گيريم که قدرت تحمل نقد داشته باشد و مردم و نخبگان آنها هم ياد مي گيرند که قدرت را نقد کنند و امر به معروف و نهي ازمنکر را فقط در سطح و بين مردم نخواهند . باورهاي ديني و انقلابي ما مي گويد که بايد بر رفتار قدرتمندان نظارت کرد. رهبري اين را از همه جوانان خواسته. تعريف امام خميني هم از هنر متعهد، هنري است که منادي شعار "جنگ فقر وغنا" باشد. وگرنه هنر خنثي و سرگرمي ساز و يا متملق قدرتمندان که تهديد منظور نمي شود.
البته اين تجربه هم يکسري هزينه ها دارد که مي توان براي رسيدن به آن پرداخت کرد. من فکر مي کنم نشريات من که توقيف شده اند و فيلم و حتي کتاب من که توسط دستگاهها و جناحهاي موجود در دوران قدرتشان توقيف شده هزينه اين ترويج روحيه "عدالت طلبي" شده است. اصلاً نسل جبهه و جنگ ياد گرفته که هميشه قرباني باشد روي مين برود تا ديگران عبور کنند. من براي ترويج شعار پرسشگري مدنظر مسئولين نظام خودم، نشريات و فيلم و حتي خودم را قرباني مي بينم و اين شيرين است ! امانپور: اما چرا بايد اينگونه باشد؟ و با شما هم مثل ديگران اين طور برخورد شود؟
ده نمکي: البته بايد بپذيريد که اين هزينه دوران گذار در ايران به مراتب کمتر از غرب است، تاريخ هنوز گيوتين هاي غرب را در تفتيش عقايد فراموش نکرده . البته خيلي ها در ايجاد اين فضا مقصر هستند مثل کساني که براي خوشايند دشمنان انقلاب فيلم ساخته اند و با ارسال آن براي فستيوال هاي خارجي با سياه نمايي از جامعه ايراني دنبال مطرح کردن خود به عنوان اپوزيسيون بودند و کساني که در داخل از ابزار نقد صرفاً بهره برداري سياسي و جناحي کرده اند و براي سرکوب جناح مقابل خود به ميدان آمدند و از نقد استفاده ابزاري کرده اند. اين دو طيف باعث شده اند که مقداري جو بدبيني نسبت به اين گونه فيلم ها بوجود بيايد. بله قبول دارم اگر يکي از افراد منصوب به جناح هاي سياسي موجود اين فيلم را ساخته بود شايد اين برخورد نمي شد و حاشيه امن بيشتري داشت ولي من خواستم با ساخت اين فيلم اثبات کنم که مي شود و بايد نيروهاي معتقد به انقلاب خود به نقد و آسيب شناسي جامعه و نظام خود دست بزنند تا اين گزک از دست بد خواهان گرفته شود.
من خواستم با ساخت اين فيلم اثبات کنم که مي شود و بايد نيروهاي معتقد به انقلاب خود به نقد و آسيب شناسي جامعه و نظام خود دست بزنند تا اين گزک از دست بد خواهان گرفته شود
مسعود ده نمکي
فيلم درتمام اين ابعاد موفق بوده است يعني هم تأثير اجتماعي خود را گذاشت و روحيه عدالت طلبي را در جامعه در اين مدت قبل از انتخابات تهييج کرد و هم عصبانيت کساني که هميشه دنبال مخالف خواني هستند نشان داد که فيلم کار خود را کرده است. من عصبانيت اصلاح طلبان و برخي نشريات منتسب به آنها از فيلم را در همين موفقيت ريشه يابي مي کنم. مسئولين و جناح مقابل اصلاح طلبان هم حق دارند ناراحت شوند چون آنها هم بايد در خصوص اين پرسشها وعدالت خواهي ها پاسخگو باشند.
تفکر انقلابي و حزب اللهي بله قربانگوي جناح خاصي نيست و هر دوجريان مي دانند که اين آغاز يک روند است و با يک فيلم ماجرا تمام نمي شود. امروز همه مردم مطالبه عدالت را دارند و از تبعيض بيزارند.احمدي نژاد با رفتار خود در برخورد با تجمل گرايي کابينه و دولتمردان برخورد با تبعيض را شروع کرده . مردم شايد تحمل فقر را داشته باشند اما تبعيض و بي عدالتي را نمي پذيرند. اوحتي اگر در فاز اول مبارزه با تجمل گرايي مسئولين موفق شود برنده است البته اگر بگذاريد و بگذارند!
امانپور: اما من متوجه شدم که کتاب شما هم که در مورد همين فيلم است در دولت احمدي نژاد توقيف شد.
ده نمکي: گرچه من هم توقع نداشتم، ولي من هنوز در موضع نقد هستم. من جزو دولت نيستم، قدرت فسادآور و اين موضع نقد بايد هميشه پابرجا باشد خود اوهم از رسانه ها همين را خواسته است. احمدي نژاد اين فرهنگ را در دولتش نيز بايد نهادينه کند او تازه شروع کرده! اتفاقاً من چون احمدي نژاد را دوست دارم او و دولتش را بيشتر نقد خواهم کرد.
امانپور: به خاطر همين در نيويورک تايمز شما را مايکل مور ايران خوانده بودند.
ده نمکي: من هنوز خودم را فيلم ساز نمي دانم. من در حال يادگيري و آغاز اين راه هستم، اين ادعا را هم قبول ندارم. اصلاً مقايسه من با مايکل مور اشتباه است. مگر فيلم آقاي مايکل مور اکران نشد؟! اين نشان مي دهد که آقاي مايکل مور هم از رانت دموکرات ها استفاده مي کند. به نظرم اگر مايکل مور وابسته به جريان دموکرات ها نبود نمي توانست اين فيلم را بر عليه بوش و يا جمهوري خواهان بسازد. در ايران هم فيلم هاي زيادي درزمينه فحشا به صورت مستند و حتي سينمايي ساخته شده و برخي در جشنواره فجر نيز نمايش داده شد و جايزه هم گرفته اند من حالا نمي خواهم از آنها نام ببرم، اما اين مضمون و ربط فقر و فحشا و عدالت طلبي آن خوشايند دوستان نبود.
امانپور: البته ساخت و اکران فيلم آقاي مايکل مور در آمريکا هيچ ربطي به انتساب و حمايت دمکرات ها از او ندارد ما در آمريکا اين آزادي بيان را داريم.
ده نمکي: گرچه اين مصاحبه است و مناظره نيست اما به راستي اگر آزادي بيان در آمريکا و درغرب بود اينطور که شما مي گوييد "فرقه داووديه" در آمريکا آن طور قتل عام مي شد؟ اصلاً تمدن آمريکا با نابودي سرخ پوست ها شکل گرفت. سياهان آمريکا چقدر از اين آزادي بيان بهره مي برند؟ در فرانسه "روژه گارودي" با زير سئوال بردن هولوکاست چقدر مزه اين آزادي بيان را چشيد؟!
امانپور: با اينکه فيلم شما اکران نشد و کتاب شما هم توقيف شد چقدر در ترويج و تأثير پيام فيلم خود ، آن را موفق مي دانيد؟!
ده نمکي: من ساخت فيلم را آغاز يک سرفصل مي دانم. گرچه به فيلم و ساختار آن به عنوان اولين ساخته من اشکالاتي وارد است اما من معتقدم امروز اثبات اينکه "فحشا" معلول "فقر" و"فقر" معلول "بي عدالتي" و فاصله طبقاتي است در بين مسئولين و مردم موفق بوده و اين براي هر فيلمي يک امتياز است که تأثير اجتماعي بگذارد. امروز آمارهاي ارايه شده توسط مسئولين مدعاي فيلم را تأييد مي کند.شما در انتخابات ديديد که شعارهاي احمدي نژاد و بازگشت به آرمانهاي اوليه انقلاب مورد استقبال مردم واقع شد. در حقيقت من معتقدم اگر ديگران هم اين مطالبه مردم را مي شناختند و البته اگر به آن عمل مي کردند مردم به آنها رأي مي دادند.
احمدي نژاد در شهرداري اين ساده زيستي و الگوي مديريتي اول انقلاب را از خود نشان داد. خيلي ها سالها براي ترويج اين روحيه عدالت طلبي زحمت کشيده اند مطلب نوشته و فرياد زده اند. مردم هم يک پروسه تکاملي را در بيان اين خواسته طي کردند اين بلوغ سياسي ومصداق يابي در سه دوره انتخابات قبل شکل گرفت. درحقيقت عدالت خواهان بازي را بردند.برخي گفتند اين سونامي فقر بود، اما من معتقدم سونامي عدالت زيبنده تر است چون فقط عدالت اقتصادي مطالبه مردم نيست مردم عدالت سياسي و فرهنگي هم مي خواهند.
امام خميني غلبه مستضعفين بر مستکبرين را در اين قرن سالها قبل پيش بيني کرده بود. امروز دنيا به سمت خيزش فقرا بر عليه جهان استکبار و سرمايه داري مي رود. يعني همان جنگ "فقر و غنا". شما در فرانسه ديديد حاشيه نشين ها و فقرا چگونه پاريس و فرانسه را فلج کردند. هنوز شما تأثيرات سياسي آن را نديده ايد. امروز در بيخ گوش آمريکا در بوليوي و ونزوئلا طبقات فقير الگو و مصداق سياسي مورد پسند آمريکا را رد مي کنند. روحيه استکبار ستيزي عليه سلطه سرمايه داري آمريکا بر منابع نفتي آنها شعله مي کشد اين يعني صدور انقلاب ما به جهان و حتي خود قاره آمريکا. همه مي بينند ادبيات هوگو چاوزاز نهج البلاغه ماست. حتي اگر ايدئولوژي ما را نداشته باشد.
امانپور: با اين همه شما از توقيف فيلم خود چه حسي داريد؟
ده نمکي: فيلم توقيف نشد به من گفتند مي تواني آن را شخصاً براي همه مسئولين کشور ارسال کني. من هم قبول کردم اما اينکه فيلم و آن هم فيلم مستند اينگونه وارد حوزه مخاطب عام شود يک پيام بسيار روشني داشت. البته اين ممانعت هم بي تأثير نبود. حتي سودجويان فقر و فحشاي 2 و3 را هم ساختند وروانه بازار قاچاق کردند. و گرچه از فيلم به صورت غير قانوني در کشور ميليونها نسخه تکثير شد اما من برخورد بدي هنوز از مسئولين نديدم .
امانپور: من اين مسئله را نمي فهمم! چگونه کساني که شما از آنها به اين شدت طرفداري مي کنيد فيلم و کتاب شما را توقيف مي کنند شما مي گوييد کاري با من ندارند؟
ده نمکي: من از افراد، طرفداري نمي کنم من از انقلاب و نظامي که متعلق به من و امثال من است دفاع مي کنم و آن را آسيب شناسي مي کنم. مسؤلين و جناح ها امروز هستند و فردا مي روند حتي من هم ماندني نيستم. اما فيلم و تأثيرات اجتماعي آن در تاريخ مي ماند.اين يعني هنر. و رهبر ما جمله اي دارند که مي گويند" هر انديشه اي که در غالب هنر نگنجيد ماندني نيست". ما عدالت طلبي را از خيابان به مديوم سينما برديم. البته تأثير آن بيشتر بود. من ديگر چيزي نمي خواهم. البته اگر فيلم اکران مي شد با اين استقبال حتماً چند ميليارد توماني فروش داشت و جيب ما هم پر ميشد!
امانپور: البته من وضع مالي را نمي گويم!
ده نمکي: براي من هم مهم نبود. ما در حال تمرين دموکراسي هستيم. شايد من هم الان اگر جاي مسئولين بوديم تحمل نقد را نداشتم و همين برخورد را مي کردم نمي دانم! اما مهم اين است که زندگي جريان دارد. ما نقد مي کنيم و آنها هم مقاومت مي کنند و اصلاً طبيعت قدرت مقاومت در برابر نقد است مگر در جامعه شما اين طور نيست؟!
امانپور: اين عکس شما در جبهه است.
ده نمکي: بله
امانپور: آن موقع چند سال داشتيد؟
ده نمکي: 16 سال
امانپور: آخر چطور شماها را با اين سن مي فرستادند جبهه؟!
ده نمکي: ما را نمي فرستادند امثال من داوطلب مي شدند و کوچکتر از من هم درجبهه بودند.
امانپور: پس چرا اين قدر سرفه مي کنيد؟
ده نمکي: اين هم سوغات آن موقع است.
امانپور: اوه شماهم شيميايي شديد؟
ده نمکي: در جنگ کمترکسي بي نصيب از اين سوغات اهدايي شماها به صدام مانده!
امانپور: من متأسفم!
ده نمکي: قابلي ندارد.
خوشحال تر بودم به جاي عراقي ها از همان اول آمريکايي ها در خاکريز مقابل ما بودند الان هم آمده اند تا کار نيمه تمام صدام را تمام کنند البته اگر بتوانند
مسعود ده نمکي
امانپور: حتماً خوشحال هستيد که الان آمريکاييها دشمن اصلي شما، صدام را از بين برده اند؟
ده نمکي : البته خوشحال تر بودم به جاي عراقي ها از همان اول آمريکايي ها در خاکريز مقابل ما بودند الان هم آمده اند تا کار نيمه تمام صدام را تمام کنند البته اگر بتوانند!
امانپور: من شنيده ام ولي باور نمي کنم آيا راست است که بچه هاي بسيجي داوطلبانه روي مين مي رفتند چرا؟!
ده نمکي: البته ما اين چرا و چگونه را هنوز به خوبي براي نسل بعد از خود هم نتوانستيم به خوبي بيان کنيم چه برسد به شما و کلاً دنيا. راستي شما مي دانيد. مدينه فاضله چيست؟
امانپور: بله. اتوپيا!
ده نمکي: بله همان اتوپيا. ما در جبهه مدينه فاضله خودمان را پيدا کرده بوديم. آنها رفتند تا ديگران بمانند. آمريکايي ها اگر همين يک نکته را بفهمند اينطور با ايران برخورد نمي کنند.
امانپور: قبول دارم! راستي شنيده ام فيلم بعدي شما هم در مورد فقر است.
ده نمکي: فقر نه! عدالت!
امانپور: فوتبال چه ربطي به عدالت دارد؟!
ده نمکي: خوب در مقام استعاره است و اين را در فيلم مي بينيد. غفلت، درحاشيه دعواهاي بي پايان سياسي و جناحي و حتي حاشيه فوتبال و اين قطب بندي هاي مصنوعي قرمز و آبي در ايران و مثلاً منچسترسيتي و منچستر يونايتد و يا نمي دانم...
امانپور: نمي ترسيد که آن هم توقيف شود؟!
ده نمکي: نه! البته فيلم مجوز وپروانه ساخت دارد. تندي فيلم قبلي را هم ندارد و نگاهش متفاوت است. الان هم مراحل پاياني تدوين را مي گذراند. گرچه نگاه من هم به فوتبال با همه فيلم هاي فوتبالي متفاوت است مثل همان "فقر و فحشا" و فيلم هايي که درباره فحشا ساخته شده.
امانپور: من اميدوارم شاهد کشوري از عدالت باشيم.
ده نمکي: ما اين عدالت را براي همه جهان مي خواهيم.
امانپور: يعني چه؟ اصلاً آيا اين شدني است؟
ده نمکي: به قول ما صاحب اش مي آيد درست مي شود.
امانپور: احمدي نژاد هم مي گويد امام زمان مي آيد درست مي کند شما هم مثل او فکر مي کنيد؟!
ده نمکي: مگرشما آمريکايي ها منتظر مسيحا نيستيد. مگر اسرائيلي ها انتظار آرماگدون را نمي کشند. هاليود شما سالهاست که درباره آن فيلم مي سازد. بله من هم به آن معتقدم.