صفحه اصلي arrow بيماري ها arrow بيماري هاي روحي arrow افسردگي اساسي Major D epression
افسردگي اساسي Major D epression چاپ ايميل
نوشته شده توسط مدير سايت   

در مورد مفهوم وجودي افسردگي در كودكان اختلاف نظرهايي وجود داشته است . بسياري براين باورند كه چون افسردگي جزئي مملو از احساسات نا اميدي و بي پناهي در مورد آينده دارد بنابراين فرد فقط هنگامي بدان گرفتار مي شود كه قادر به انجام تفكر نظري در مورد آينده باشد . چون اين توانائي طي نوجواني تكامل مي يابد . باور غالب تر آن بوده كه افسردگي نمي تواند تا آن زمان بروز نمايد . به هر حال ، تحقيقات اكنوني با استفاده از مصاحبه هاي سازمان يافته و ساير معيارهاي روانشناسي نشان مي دهد كه كودكان قبل از بلوغ تظاهرات اختلال خلق ، نبود احساسات لذت و شعف و نشانه هاي سيستم اعصاب نباتي مربوط به افسردگي را بكرات ظاهر مي سازند .

گرچه برخي هنوز معتقدند كه چون كودكان براي سوالات مرتبط با خلق ارزش و اهميت متفاوتي قايل هستنداين نكته به خوبي پذيرفته شده كه هم كودكان به سن قبل از بلوغ و هم نوجوانان گرفتار انواعي از اختلالات خلقي مي گردند كه بي شباهت به اشكال ملاحظه شده در بزرگترها نيست .

اپيدميولوژي : شيوع اختلالات افسردگي در كودكي 2% -15/0 % تخمين زده شده است . در جمعيتي كه دچار مشكلات باليني مي باشند اين ميزان 20 % -10% برآورده شده است. شيوع افسردگي در كودكان قبل از بلوغ 8/1% و در نوجوانها 5% 5/3 % گزارش شده است.

دخترها نشانه هاي افسردگي قابل ملاحظه اي نسبت به پسرها گزارش مي نمايند .

اتيولوژي: اگرچه علل افسردگي بدرستي مشخص نگرديده ليكنشواهد فراواني از مبناي ژنتيكي اختلالات افسردگي در دست است. مطالعات دو قلوها ي مطابقتي در حدود 76% را براي افسردگي در بين دو قلوهاي يك تخمكي كه با هم بزرگ شده اند و 7/0 % براي دو قلوهاي يك تخمكي كه جدا از يكديگر بزرگ شده اند در مقايسه با 19% براي دو قلوهاي دو تخمكي كه با هم بزرگ شده اند نشان مي دهد .

بسياري از مطالعات افزايش ميزان افسردگي ( 6-3 برابر ) را در بستگان در جهء اول بيماران مبتلا به نوعي اختلال عاطفي اساسي 8 نشان داده اند . براي تشخيص دقيق آن كه چه چيزي است كه به طريق ژنتيكي منتقل مي گردد .

تحقيقات برآمينهاي بيوژنيك و واسطه اي انتقال عصبي متمركز شده است . به دليل دفع مقادير اندك ادراري MHPG ( 3- متوكسي هيدروكسي فنيل گليكول ) و 5-HIAA ( 5-هيدروكسي ايندول استيك اسيد ) در بيماران افسرده ، تصور مي شود كه مقادير عملي كم نوراپي نفرين و سروتونين نشانهاي 10- ژنتيك مهمي مي باشند . اين ديدگاهها با پاسخ درماني بهضد افسردگيها كه از جذب مجدد پيش سيناپسي آنها جلوگيري مي كنند تقويت مي گردد . تئوريهاي شناختي تكامل ، افسردگي را به احساسات نا اميدي و بي پناهي ثانويه به يك فقدان واقعي يا فرضي نسبت مي دهند . تئوري يادگيري بر اين فرض استوار است كه افسردگي از درون محيط و به دليل فقدان تقويتهاي منطقي فراگرفته مي شود.

سايرين مسلم ميدانند كه نقائص كسب مهارتهاي اجتماعي و درماندگي آموخته شده و مشكلات كنترل نفس و استرسهاي زندگي در ايجاد و ادامهء افسردگي نقش دارند.

تظاهرات باليني : نشانه هاي افسردگي بر طبق سن و سطح تكاملي تفاوت مي نمايد. اسپيتز1 « افسردگي اتكايي شيرخوارگي » را شرح داد Bowlby گزارش مي نمايد كه جدايي از يك مراقب اوليه پس از 7-6 ماهگي باعث اعتراض مي گردد ( گريستن ، جستجوگري ، رفتار شبه هراسيو افزايش حركت دستها و پاها ) . به دنبال آن ، طفل هر فرد بزرگتري را كه نزديك مي شود مراقب خويش پنداشته و بررسي مي كند و از هر شخص ديگر روي مي گرداند . مرحلهء نهايي شامل بي تفاوتي 3 است كه طي آن شيرخوار هيپوتون و كم تحرك شده و آشكارا چهره اي غمگين به خود مي گيرد . اين كودكان به آرامي گريسته و به فضا خيره مي شوند . هنگامي كه بلندشان كنيم مجددا به جستجوي چهرهء آشنا برآمده و به فرد بيگانه مي چسبند و گريه ميكنند اما تسلي نمي يابند .

«كودكان افسردهء دبستاني » نشانه هاي گوناگوني بروز ميدهند . حالت غمگين صورت ، آمادگي گريه ، تحريك پذيري ، كناره گيري از علايق لذت بخش معمولي و اختلالات نباتي در ارتباط با خوردن و خوابيدن شايع مي باشند . نيمي از كودكان افسرده ، نشانه هاي آشكار اضطراب و 30-20% اختلالات رفتاري دارند .

نوجوانان به طور معمول رفتار خلق الساعه 4 ( انگيزشي )، افسردگي و انديشههاي خودكشي نشان مي دهند .

نوجوانان دچار افسردگي سايكوتيك به كرات دچار توهم و هذيان مي شوند . در حاليكه كودكان معمولا هذيان ندارند . نااميدي در نوجوانان افسرده بيش از كودكان به چشم مي خورد.

نشانه هاي يك افسردگي اساسي معمولا طي روزها تا هفته ها تكامل مي يابد. برخي اوقات ممكن است به طور ناگهاني و ثانويه به يك حادثه تسريع بخش شديد پديد آيد . طول مدت نشانه ها كاملا متنوع است.

نشانه ها ي درمان نشده معمولا شش ماه به طولمي انجامد. به هر حال در برخي موارد 3-2 سال طول مي كشد تا نشانه ها بهبود يابند .

گرچه تاريخچهء طبيعي افسردگي اساسي به نحو كافي و كامل روشن نشده است، ليكن مطالعات طولي متعدد آشكارا دال بر آنند كه كودكان و نوجواناني كه دچار افسردگيهاي بعدي قرار دارند. نشان داده اند كه اطفال دچار به افسردگي در سن نه سالگي در سن 13-11 سالگي نشانه هاي متعددي از افسردگي دارند. مطالعات ديگر نشان داده اند كه با گذشت دو سال از اولين رويداد افسردگي 40% كودكان گرفتار به يك اختلال افسردگي اساسي دچار عود مي گردند .

در حدود 20% نوجوان هايي كه به دليل اختلالات افسردگي اساسي بستري شده اند با گذشت 4-3 سال از زمان ترخيص دچار حملهء مانيا مي شوند . سه عامل پيش بيني كننده در اين مورد عبارتند از :

  1. مجموعهنشانه هاي افسردگي كه با آغاز سريع ، تاخير رواني حركتي و تظاهرات رواني وابسته به خلق مشخص مي گردند .
  2. تاريخچهء خانوادگي بيماري دو قطبي يا ساير بيماري هاي عاطفي .
  3. القاء هيپوماني توسط داروهاي ضد افسردگي .